اشکِ محبوس

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

مستعد دلتنگیام. احساسات خالصی دارم. دلم میخواد آدمی که دوست دارم رو ببینم و فکر میکنم دوساعت وقت خالی، لابهلای تمام شلوغیها و دویدنها پیدا میشه. فکر میکنم توی همهی ناآرومیها، یه کنج امن پیدا میشه تا آدم با کسی که دوستش داره ساعتی بشینه و از غوغای جهان فارغ بشه. اما خب لابهلای همهی این خواستنها و طوری که من فکر میکنم، قطعا آدمهایی هستن که متفاوت فکر کنن و میدونم اون تطابق نیاز صددرصد اتفاق نمیافته. همیشه اینطوریه که بخشهایی خوبه و بخشهایی میتونه خوبتر بشه، اصلا همین چیزاست که به رابطه و خودِ آدم در رابطه انگیزهی رشد میده. دلتنگی از لحظهی خداحافظی، از همون ثانیهی اول بعد از خروج از آغوش شروع میشه و آدم باید بتونه کنترلش کنه، یعنی چطور بگم... مجبوره که کنترلش کنه. فردا برای چندروزی میریم الیگودرز و شنبه صبح برمیگردیم (از اعماق قلبم امیدوارم دیرتر نشه، چون هیچ خوش ندارم تولدم رو اونجا بگذرونم). حالا هم میرم درسم رو بخونم و بعدش دوش و جمعوجور. اینکه آدم بتونه روتینهای مهمش رو حفظ کنه، خیلی مهمه و تاثیراتش در بلندمدت مشخص میشه. دلم میخواد اون آدمی باشم که راه خودش رو پیدا و طی میکنه. اشکِ محبوس...ادامه مطلب

ما را در سایت اشکِ محبوس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 22:15

از صبح تا حد خوبی به کارهام رسیدم. در ادامه میخوام غمنامه، کلیات و اگر شد کمی عربی بخونم. حمام هم باید برم. بعدش جمعکردن وسایل و در نهایت شروع مرگ قسطی. الانم دارم یه آهنگ راک باحال گوش میدم به اسم Duvet. واقعا قفلکردن برنامههای ارتباطی خیلی بهم کمک میکنه، چون هروقت قفل نمیکنم، یه انتظار الکی میآد و گلوم رو میچسبه و احساس تنهایی اغراقآمیزی بهم دست میده. پیش بهسوی ادامهی روز و استقبال از شب.

اشکِ محبوس...

ما را در سایت اشکِ محبوس دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1402 ساعت: 22:15

صفحه بندی